تندیس سیاوش

اقتدار پهلوان ایرانی در اوج عزّت

تندیس سیاوش

سربلند از امتحانی که آهن را آب می‌کند.

مسیر ویلچر: دارد
آنتن دهی موبایل: خوب
اینترنت وایرلس: ندارد
رستوران: ندارد
کافه: ندارد
زمان بازدید: آزاد

معرّفی

تندیسی از جنس قهرمان

تاریخچه

ظرافت پولادین

امکانات

ایده‌آل برای عکس‌های سلفی

نقشه

مسیر دسترسی

تجربیات شما

تجربیات تلخ و شیرین شما

مطالب تکمیلی

بیشتر بدانیم

تندیس سیاوش

تندیس سیاوش

در معماری فضاهای شهری، یکی از مواردی که از اهمیّت بسیاری برخوردار است، مجسمه‌ها و تندیس هایی است که در مکان‌های عمومی و با تکیه به فرهنگ و هنر و ادبیّات آن ملّت، ساخته می‌شود. این آثار معمولاً دارای مضامینی هستند که نوعی احساس غرور و تعصّب ملّی یا انسانی را به بیننده منتقل کرده و یادآور داستان یا معنی و مضمون خاصی باشد. تندیس سیاوش و اسبش در بوستان آب و آتش، نمونه‌ای از همین تندیس‌ها است که با تکیه بر شاهنامه و ادبیّات حماسی و نیز ویژگی پاکدامنی این قهرمان ملی در آنجا واقع شده و اثری هنری را با کنده‌کاری‌هایی روی فلز، پیش چشم بازدیدکنندگان قرار می‌دهد.

مطالعه بیشتر

سیاوش یا سیاووش یا صورت اوستایی آن (سیاوَرشَن) به معنی دارنده‌ی اسبِ نرِ سیاه و صورتِ پهلوی آن (سیاوخش)، یکی از شخصیّت‌های محبوب شاهنامه‌ای است که صفات بارز اخلاقی او پاکدامنی و عفت و نیکخواهی است. داستان سیاوش از داستان‌های محبوب و مشهور شاهنامه است و کمتر کسی است که این داستان را نشنیده و ندانسته باشد. خلاصه‌ی داستان به این ترتیب است که سیاوش، پسر کاووس، برای یادگیری فنون رزمی و جوانمردی نزد رستم می‌رود و بعد از سال‌ها، در حالی که جوانی رعنا و برومند شده، به خانه و نزد پدر بازمی‌گردد. او که جوانی بسیار زیبا و خوش‌چهره شده، سودابه، نامادری خود را به وسوسه می‌کشاند و هنگامی که سیاوش به خواسته‌ی سودابه دست رد می‌زند، برایش دسیسه چیده و او را نزد کاووس، متعرض به خود می‌خواند. کاووس که از پاکدامنی سیاوش مطمئن است، به توصیه‌ی موبدان، فرمان به مهیا کردن آتشی می‌دهد که هر دو در آن رفته و بی‌گناه مشخص شود، زیرا اعتقاد بر آن بوده که آتش، بی‌گناه را نمی‌سوزاند. سودابه از رفتن در میان آتش سر باز می‌زند، اما سیاوش آن را به جان می‌پذیرد و با اطمینان پا در آتش می‌گذارد و سالم از آن خارج می‌شود و به این ترتیب بی‌گناهی‌اش ثابت می‌گردد. 
در میان اشعار فارسی به ابیات بسیاری برمی‌خوریم که داستان سیاوش را به داستان حضرت ابراهیم (ع) پیوند داده‌اند و وجه اشتراک آنها هم سربلند بیرون آمدن هر دوی آنها از آزمون آتش و ثابت شدن به حق بودنشان و بیگناهی آن دو است. اسب سیاوش با صفتِ شبرنگ و به‌نام بهزاد، شهرتی کمرت از خود سیاوش ندارد و در بیشتر موارد، در کنار سیاوش آمده ‌است. البته داستان سیاوش بی شباهت به داستان حضرت یوسف(ع) هم نیست و می‌توان سرنخ‌هایی از آن ماجرا را هم در داستان سیاوش جستجو کرد.
توجه به این داستان ملّی و اسطوره‌ای در این بوستان، همچنین ارتباط داستان آن به داستان حضرت ابراهیم (ع)، سبب شد که تندیسی از این اسطوره و اسبش در این بوستان احداث گردد. دلاوری سیاوش و جنگاوری او، چنان که سپهسالار سپاه ایران در برابر افراسیاب بود، عاملی است برای این‌که این مجسمه‌ در زاویه‌ای ساخته شود که گویی برج پرچم را در دست دارد. اگر پشت این مجسمه و رو به برج پرچم بایستیم، این را به خوبی خوهیم دید. 
این تندیس، بعد از میدان اصلی بوستان آب و آتش و تقریبا رو به روی آمفی تئاتر قرار دارد. جنس آن فلزی است و نقش و نگارهای زیبایی روی بدنه سیاوش و اسبش حکاکی شده است. این مجسمه بر روی یک پایه‌ی سنگی بنا شده تا از دور به چشم بیاید. روی سیاوش به بیرون بوستان رو به برج پرچم است و همانند یک قهرمان وطن‌دوست، پرچمی چنان بلند را در دست دارد. 


سیاوش سوار بر اسب افتخار

پهلوانی که از آتش سوزان سربلند بیرون آمد.

تندیسی پر از ظرافت از جنس از فولاد

تاریخچه

در ایران پیشینه‌ی مجسمه‌سازی حدوداً به پنج هزار سال پیش برمی‌گردد. پس از ورود اسلام به ایران و عدم مشروعیت ساخت مجسمه و مغایرت احکام دین اسلام با پیکرتراشی، این هنر به حاشیه رانده شد. نمونه‌های قابل توجه تندیس‌گری که پیش از اسلام به جا مانده، بیشتر به دوره‌ی پیش از تاریخ و دو دوره‌ی مهم اشکانیان و ساسانیان مربوط می‌شود؛ در حالی که در دوره‌ی هخامنشی، بیش از هر چیز، نقش برجسته‌ها و حجاری‌های سنگی خودنمایی می‌کنند و به دلیل قرابت معنایی و ساختاری تندیس و بت، در سده های اسلامی پرهیزی جدی از پرداختن به عمل تندیسگری وجود داشته است.
سلسله ی قاجار (1174- 1304قمری) صد و سی سال بر ایران حکومت کردند. در این دوره شاهد تبادلات و رفت و آمدهای بسیاری میان ایران و فرانسه بودیم که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر ساختار فرهنگی ایران به خصوص تهران مؤثر بود. در دوره حکومت ناصرالدین شاه قاجار برای اولین بــار با ایده‌ی حضور توپ‌های جنگی به مثابه عنصری زیباســاز در شهر مواجه می‌شویم. این توپ‌ها اولین مجسمه‌های شهری در تهران به معنای گونه‌ای از هنر در فضای عمومی محســوب می‌شوند؛ پیش از آنکه نخستین مجسمه‌های فیگوراتیو شــهری که به دنبال الگوبرداری از غرب بوده، متداول شوند. این توپ‌ها یا بقایای توپ‌های جنگی بودند که اســتفاده‌ی نظامی از آنها سلب شــده بود؛ یا به قصد نمایش صرف ســاخته می‌شدند. 
در ایران تقریباً همزمان با این دوره، ناصرالدین شــاه با توجه به مشاهداتش در فرانسه، تمایل داشت مجســمه را همچون نمونه‌های اروپایــی در میدان توپخانه که در آن دوره میدان اصلی شهر تهران محسوب می‌شد، نصب کند؛ اما به خاطر تعصبات مــردم و ترس از روحانیــون، آن را در محوطه‌ی باغ شــاه که بیشتر تحت کنترل ارتش بود و به نوعی یک فضای نظامی محسوب می‌شد، قرار می‌دهــد.
تندیس سیاوش
تندیس سیاوش
تندیس سیاوش
تندیس سیاوش
در دوره‌ی پهلوی، آذین‌بندی و تزئینات موقت شهر به مناسبت‌های مختلفی همچون برگزاری اعیاد مذهبی، اعیاد ملی، جشن مشروطیت، جشنهای 2500 ساله‌ی شاهنشاهی، تولد شاه و ولیعهد، سالگرد انقلاب سفید (6 بهمن) و سالروز تاجگذاری محمدرضا اختصاص داشته است. 
آمار و اسناد نشان می‌دهد که دولت پهلوی در سالهای1340 - 1350 شمسی همچون بسیاری از نظام‌های ایدئولوگ در آن مقطع تاریخی، بیشتر مایل بوده تا سردیس ها و مجسمه هایی از شمایل خاندان پهلوی و همچنین حجم‌هایی یادآور فرهنگ ایران باستان (به ویژه دوره‌ی هخامنشی) ساخته شود. به همین جهت تعداد مجسمه‌های فرمایشی در این دوره قابل توجه است. البته به غیر از این مجسمه‌ها، سردیس‌ها و تندیس‌های دیگری نیز در دوره‌ی پهلوی در تهران نصب شده که بیشتر جنبه‌ی ملی یا قهرمانی داشته‌اند. مجسمه‌های حیوانی و تزئینی که عمدتاً در میدان‌ها و ورودی برخی بناها قرار داشته‌اند نیز قابل اشاره هستند. 
دهه اول انقلاب را می‌توان به عنوان دوره‌ی انتقال قدرت و تثبیت نظام سیاسی جدید نام برد که دولت جدید سعی در اجرای کامل و دقیق احکام دین اسلام داشت. در نتیجه در این دوره، هنرمند تندیسگر کمتر امکان فعالیت یافته است. مجسمه سازی مدرن تا قبل از سال 1378، چالش‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است. اختلاف دیدگاه‌های مذهبی در دوره‌ای و جاه‌طلبی‌های سیاسی از سویی دیگر، باعث شدند که بسیاری از آثار صرفاً تجلی قدرت در فضای عمومی باشند که با فروپاشی قدرت حاکم از بین رفتند و آثار هنرمندانی چون بهمن محصص، پرویز تناولی و ... که دارای ارزش‌های هنری بودند، برجای مانده است. با پیروزی انقلاب اسلامی، ادبیات تولید حجم شهری در ایران تغییر کرد، در پی هشت سال جنگ ایران و عراق، بیشترین تأکید بر مفاهیم جنگ، شهادت، شهید و مقاومت بوده است، که در بسیاری از موارد با مؤلفه های هنر ایرانی ترکیب شدند.
مکانی ایده‌آل برای انداختن عکس‌های سلفی

امکانات

در این تندیس بزرگ، سیاوش سوار بر اسبش با افتخار نشسته و دستش راستش را بلند کرده است. در نگاه اوّل شاید این توصیف کاملی از مجسّمه باشد امّا در اصل موقعیّت قرار گیری این تندیس طوری است که با استادن در راستای آن با برج پرچم که چند صد متر آنطرف تر قرار دارد، به نظر می‌رسد که سیاوش بیرقی را در دستان خود گرفته است. این موقعیت مکانی تندیس، شرایط بسیار ایده‌آل و مناسبی را برای انداختن عکس‌های سلفی فراهم می‌کند. در این عکس‌ها می‌توان عمق تصویر را تا چند صد متر جلوتر تصور کرد و علت آن نیز همان بعد مسافتی است که تندیس با پرچم دارد. اگر این زاویه‌ از تندیس را پشت سر خود قرار دهیم، سلفی جذّابی خواهیم داشت!
مسیر دسترسی

نقشه

تندیس اسب سیاوش درست پشت آخرین برج پارک آب و آتش قرار دارد و نزدیک ترین مسیر برای بازدید از آن میتواند مسیر سروستان ورودی بزرگراه حقّانی باشد.

نظر خود را برای ما ارسال نمائید.

  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید

اطلاعات تکمیلی

مجسمه‌ها، تأثیرگذار بر رابطه‌ی مردم
1397/3/27

مجسمه‌ها، تأثیرگذار بر رابطه‌ی مردم

مجسمه‌های عمومی از طریق رابطه با فضا و زمان، بر پیامدهای سیاسی و مسائل هویتی تأکید می‌کنند. هر اثر هنری با بیان رابطه ای خاص بین فضای در دسترس مخ...

ادامه مطلب