گفتگو با سید اکبر امیر موسوی به مناسبت روز جانباز

 

جانباز سرافراز جنگ تحمیلی متولد 1348 تهران ، امروز به عنوان یکی از مدیران شهرداری تهران در شرکت نوسازی عباس آباد مشغول فعالیت است.

وی در سن 17 سالگی و در اوج جوانی وارد مرحله سختی از زندگی شد. او باید خیلی زود بزرگ می شد تا برای دفاع از وطن، همدوش مردان دیگر به میدان رزم می شتافت.

 پدر او به دلیل شرایط شغلی هر چند ماه می توانست برای دیدار خانواده به خانه بیاید و این موضوع باعث شده بود مادرش به خاطر مراقبت از سید اکبر و سایر خواهران و برادران او کمتر اجازه خروج از خانه را داشته باشد. و عبور و مرور او به مسیر خانه تا مدرسه خلاصه می شد. در این میان برنامه های اردوی مدرسه باعث شد تا بتواند برای مدت بیشتری دور از خانواده بماند. و همین امر سبب شد تا وی از چنین فرصتی استفاده و با امضای جعلی پدر و بهانه رفتن به اردوهای مدرسه سر از خط مقدم جبهه های حق علیه باطل درآورد.

سید اکبر امیر موسوی در ابتدای ورودش به جبهه وارد گردان "میثم" می شود. گردانی که به گفته امیرموسوی به گردان "داش مشتی های تهرانی" معروف بود. و برای او که یک جوان درسخوان و آرام بود، حضور در کنار چنین قشری در ابتدای کار شرایط را برایش سخت کرد، اما رفته رفته تحت تاثیر مرام ، معرفت و شجاعتشان قرار می گیرد و به گفته خودش یکی از بهترین خاطرات زندگی اش کنار آنها رقم می خورد. کسانی که با رشادت های بسیاری در همان دوران به شهادت می رسند.

حضور در لشگر 27 محمدرسول الله تهران، لشگر 6 ویژه پاسداران که ماموریت های برون مرزی انجام می دادند، عملیات های کربلای 4 و 5 در بخش های جنوبی کشور از جمله جاهایی بود که وی حضور داشت.

سید اکبر امیرموسوی در عملیات کربلای 5 توسط اصابت گلوله تانک به درجه جانبازی نائل آمد.

وی پس از روزهای جنگ به ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مشغول شد و این بار در جبهه علم و دانش توانست به مدارج خوب علمی نائل آید.

وی در حال حاضر دانشجوی مقطع دکترای رشته مدیریت رسانه است و از مدیران موفق شهری.






print